معانی کلمه : چابکی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
چستی، چالاکی.
فرهنگ معین
( ~. ) ۱ - (حامص . ) چالاکی ، چستی . ۲ - (اِ. ) اسب راهوار که اگر تازیانه بر او زنند راه را غلط نکند.
فرهنگ فارسی
۱- چالاکی چستی جلدی . ۲- ( اسم ) اسب رهواری که اگر تازیانه بر او زنند راه را غلط نکند.
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
جلدی، چالاکی، چستی، زرنگی، فرزی، هژیری ≠ کندی
