Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پی سپردن

تلفظ بین المللی : /pˈej sˈepordˌan/ تلفظ :‌ [p'ej s'epoRd,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • پی سپاردن
  • پی سپران
  • پی سپرده
  • پی سپردگی
  • پی
  • پِی
  • پی ای ام
  • پی ای دی
  • پی ای مارگال فرانسیسکو
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پی سپردن. [ پ َ / پ ِ س ِ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) پایمال کردن. ( آنندراج ). || رفتن :
چه چاره ست تا این ز من بگذرد
پی ام اختر بد مگر نسپرد.
فردوسی.
به شخّی که کرگس بدو نگذرد
برو گور و نخچیر پی نسپرد.
فردوسی.
کافر کشته بهم برنهی و تابه تبت
بسم باره بکافور همی پی سپری.
فرخی.

فرهنگ معین

( ~. س ِ پَ دَ )(مص م . ) ۱ - پایمال کردن . ۲ - عبور کردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱-پایمال کردنزیر پا گذاشتن . ۲- رفتن عبور کردن : بخشی که کرگس بدون گذرد برو گور و نخچیر پی نسپرد. ( فردوسی ) یا به پی سپردن چیزی را. زیر پا گذاشتن آنرا : و اگر بگذری زین سخن نگذرم سر و تخت و تاجت به پی بسپرم . ( شا. بخ ۱۸۲۴ : ۷ )

کلمات مرتبط

  • پی سپاردن
  • پی سپران
  • پی سپرده
  • پی سپردگی
  • پی
  • پِی
  • پی ای ام
  • پی ای دی
  • پی ای مارگال فرانسیسکو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات