کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پی-درامدن | کلماتور
معانی کلمه : پی درامدن
تلفظ بین المللی :
/pˈej dˌarɑmˈadan/
تلفظ :
[p'ej d,aRAm'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پی درآمدن
پی دادن غریبان خود رفتن یا بودن
پی یر دارمون
پی
پِی
پی ای ام
پی ای دی
پی ای مارگال فرانسیسکو
پی ایند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( پی درآمدن )
پی درآمدن. [ پ َ / پ ِ دَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) ( از... )؛ تعقب. ( تاج المصادر ). ارداف. ( از منتهی الارب ). تردیف. ( دهار ). اقتضاء. ( منتهی الارب ). اعقاب. رجوع به پی شود.
فرهنگ فارسی
( پی در آمدن )
ارداف تردیف
کلمات مرتبط
پی درآمدن
پی دادن غریبان خود رفتن یا بودن
پی یر دارمون
پی
پِی
پی ای ام
پی ای دی
پی ای مارگال فرانسیسکو
پی ایند
نظرات