کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پی-افشردن | کلماتور
معانی کلمه : پی افشردن
تلفظ بین المللی :
/pˈej afʃˈordan/
تلفظ :
[p'ej afS'oRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پی غلط افشردن
پی اردن
پافشردن
پی
پِی
پی ای ام
پی ای دی
پی ای مارگال فرانسیسکو
پی ایند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
پی افشردن. [ پ َ / پ ِ اَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پایداری کردن. پافشاری کردن. پای فشردن. استقامت ورزیدن. استوار ماندن : بیاورد لشکر سوی خوار ری بیاراست لشکر بیفشرد پی.فردوسی.در ستمکارگی پی افشردندمیگرفتند و خانه میبردند.نظامی.دگرباره از بخت امیدوارپی افشرد بر جای خویش استوار.نظامی.سکندر دران داوری گاه سخت پی افشرد مانند بیخ درخت.نظامی....
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پایداری کردن پا فشاری کردن استقامت نمودن : بیاورد لشکری سوی خوار ری بیاراست لکشر بیفشر پی . ( فردوسی )
کلمات مرتبط
پی غلط افشردن
پی اردن
پافشردن
پی
پِی
پی ای ام
پی ای دی
پی ای مارگال فرانسیسکو
پی ایند
نظرات