Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیکرنمای

تلفظ بین المللی : /pˌejkarnamˈɑje/ تلفظ :‌ [p,ejkaRnam'Aje]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • پیکرنما
  • پیکرنگاری درباری
  • پیرنماکردن
  • پیکرنگار
  • پرنمایش
  • پیکرآرای
  • پیکرآرایی
  • پاول پیکرنی
  • پیکرامیک اسید
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پیکرنمای. [ پ َ ک َ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( نف مرکب ) نماینده و نشان دهنده پیکر :
چو پیکر برانگیخت پیکرنمای
شه از پیش پیکر تهی کرد جای.
نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) نماینده و نشان دهند. پیکر : چو پیکر برانگیخت پیکر نمای شه از پیش پیکر تهی کردن جای . ( نظامی )

کلمات مرتبط

  • پیکرنما
  • پیکرنگاری درباری
  • پیرنماکردن
  • پیکرنگار
  • پرنمایش
  • پیکرآرای
  • پیکرآرایی
  • پاول پیکرنی
  • پیکرامیک اسید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات