Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیچ و تاب خوردن

تلفظ بین المللی : /pˈitʃ vˈa tˈɑb xˈordan/ تلفظ :‌ [p'itS v'a t'Ab x'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • پیچ و تاب خورد
  • پیچ و تاب
  • پیچ و تاب رفتن
  • سیندرلا 3 پیچ و تاب در زمان
  • پی و تاو
  • پیچ وتاب
  • پیچ و مهره کردن
  • پیچ و تابدار
  • پیچ و خم دار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

پیچ و تاب خوردن . [ چ ُ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) بخود پیچیدن چنانکه دردمندی . بهر سوی متمایل شدن چون مستی یا بیهشی یا مبهوتی . بی آرامی نمودن با جنباندن تن بهر جانب .

فرهنگ فارسی

( مصدر )۱- پیچیدنپیچ خوردن. ۲- بخود پیچیدن مانند درد مندی بهر سوی متمایل شدن مانند مستی یا بیهوشی .

مترادف و متضاد

convolute (فعل)پیچ و تاب خوردنsquirm (فعل)پیچ و تاب خوردن، لولیدن، ناراحتی نشان دادنwrithe (فعل)پیچ و تاب خوردن، بخود پیچیدن، ازرده شدن...

کلمات مرتبط

  • پیچ و تاب خورد
  • پیچ و تاب
  • پیچ و تاب رفتن
  • سیندرلا 3 پیچ و تاب در زمان
  • پی و تاو
  • پیچ وتاب
  • پیچ و مهره کردن
  • پیچ و تابدار
  • پیچ و خم دار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات