کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پیچ-و-تابدار | کلماتور
معنی کلمه : پیچ و تابدار
تلفظ بین المللی :
/pˈitʃ vˈa tˈɑbdɑr/
تلفظ :
[p'itS v'a t'AbdAR]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سقنقورهای پیچ وتابدار
پیچ و مهره کردن
پیچ و تاب خوردن
پیچ و خم دار
پیچ و خم دار کردن
پیچ و خم داشتن
پیچ و خم
پیچ و تاب
پیچ و تاب خورد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
rugged
(صفت)
سخت، تنومند، زمخت، شدید، نیرومند، نا هموار، پیچ و تابدار، بی تمدن
squishy
(صفت)
پیچ و تابدار، دارای صدای ترق و تروق
کلمات مرتبط
سقنقورهای پیچ وتابدار
پیچ و مهره کردن
پیچ و تاب خوردن
پیچ و خم دار
پیچ و خم دار کردن
پیچ و خم داشتن
پیچ و خم
پیچ و تاب
پیچ و تاب خورد
نظرات