Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ پیچ زدن

تلفظ بین المللی : /pˈitʃ zˈadan/ تلفظ :‌ [p'itS z'adan]
لغت نامه دهخدا
  • از پیش اگاهی دادن یا حدی زدن
  • پی درپی زدن
  • پی زدن
  • به هم زدن دهان حیوانات پیش یا حین رفتارهای جنسی
  • با دست پس زدن با پا پیش کشیدن
  • پی سر زدن
  • پی غلط زدن
  • پیش زدن
  • پیچه زدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

پیچ زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) پیچیدن. چرخیدن. پیچ خوردن. گردیدن. گشتن.
- پیچ زدن دل ( شکم ) ؛ پیدا آمدن دردهای پی درپی در شکم شخص مبتلی به ذوسنطاریا. درد کردن متناوب دل یا شکم یا قسمتی از امعاء در اسهالهای بادرد. خلیدن و تیرکشیدن معده چنانکه در ذوسنطاریا. دل پیچه گرفتن. شکم روش پیدا کردن. ازعاج بطن. اطلاق شکم. ابتلای به پیچش. ابتلای به بیرون روی. پیچ گرفتن.

کلمات مرتبط

  • از پیش اگاهی دادن یا حدی زدن
  • پی درپی زدن
  • پی زدن
  • به هم زدن دهان حیوانات پیش یا حین رفتارهای جنسی
  • با دست پس زدن با پا پیش کشیدن
  • پی سر زدن
  • پی غلط زدن
  • پیش زدن
  • پیچه زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات