معانی کلمه : پیچیده گوش
لغت نامه دهخدا
پیچیده گوش. [ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) که گوش وی پیچانده باشند توبیخ را :
به ذل غریبان بیمارتوش
به اشک یتیمان پیچیده گوش.
به ذل غریبان بیمارتوش
به اشک یتیمان پیچیده گوش.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه گوش ویرا برای سرزنش پیچیده باشند: به ذل غریبان بیمار توش به اشک یتیمان پیچیده گوش . ( نظامی )
