معانی کلمه : پیو
لغت نامه دهخدا
پیو. [ پ َ ](اِ) کلوخ که پارچه های گل خشک شده باشد. (برهان ). کلوخ . (شرفنامه ٔ منیری ).
فرهنگ عمید
پیوک#NAME?
= پیوک
فرهنگ معین
(اِ. ) پارة گل خشک شده ، کلوخ .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
پیو (به اسپانیایی: Poio) یک شهرستان در اسپانیا است.
فهرست شهرهای اسپانیا
پیو ۱۴٬۸۸۹ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای اسپانیا
پیو ۱۴٬۸۸۹ نفر جمعیت دارد.
wiki: بلژیک است.
او خالق اسمورف ها و چند شخصیت کارتونی دیگر است.
او خالق اسمورف ها و چند شخصیت کارتونی دیگر است.
wiki: پیو (هنرمند)
گویش مازنی
کنترل دوباره
/peyoo/ کنترل دوباره
