معانی کلمه : پینو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کشک، قروت، ترف: شعر ژاژ از دهان من شکر است / شعر نیک از دهان تو پینو (طیان: شاعران بی دیوان: ۳۱۹ ).
فرهنگ معین
(پِ ) (اِ. ) کشک ، قره قروت .
فرهنگ فارسی
پینوک، کشک ، قروت، ترف
( اسم ) دوغ ترش که خشک کرده باشند کشک قورت ترف : نیکی بگزین و بد بنادان ده . روغن بخر و جدا کن از پینو . ( ناصرخسرو )
ماستینه دوغ ترش بود که خشک کرده باشند یعنی کشک
( اسم ) دوغ ترش که خشک کرده باشند کشک قورت ترف : نیکی بگزین و بد بنادان ده . روغن بخر و جدا کن از پینو . ( ناصرخسرو )
ماستینه دوغ ترش بود که خشک کرده باشند یعنی کشک
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
دوغ آب رفته و چکیده که از آن کشک تهیه کنند
۱راندن حیوانات ۲راندن جانوران به سوی دام یا شکارگاه
/pinoo/ دوغ آب رفته و چکیده که از آن کشک تهیه کنند
/paeno/ راندن حیوانات - راندن جانوران به سوی دام یا شکارگاه
