Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیش گیری کردن

تلفظ بین المللی : /pˈiʃɡirˌi kˈardan/ تلفظ :‌ [p'iSgiR,i k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • پی گیری کردن
  • گلو ی کسی پیش کسی گیر کردن
  • پیگیری کردن
  • پیش گیری
  • شماره گیری پیش نمایشی
  • شماره گیری پیش گزیده
  • طب پیش گیری
  • شماره گیر پیش گزیده
  • داروی پیش گیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

پیش گیری کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دفع. جلوگیری کردن. مانع گشتن. منع کردن. بنگهداری برخاستن. از پیش مانع آن شدن چنانکه سرایت مرضی را. || جلو بستن. پیش بندی کردن ، چنانکه سیل را یا جریان آبی را در صحرائی.

فرهنگ فارسی

۱- جلوگیری کردن مانع شدن . ۲- مانع سرایت مرض شدن از پیش . ۳- جلو بستن پیش بندی کردن ( چنانکه سیل را در صحرا ).

مترادف و متضاد

prevent (فعل)
باز داشتن، جلوگیری کردن، مانع شدن، منع کردن، ممانعت کردن، پیش گیری کردن

کلمات مرتبط

  • پی گیری کردن
  • گلو ی کسی پیش کسی گیر کردن
  • پیگیری کردن
  • پیش گیری
  • شماره گیری پیش نمایشی
  • شماره گیری پیش گزیده
  • طب پیش گیری
  • شماره گیر پیش گزیده
  • داروی پیش گیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات