کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : پیش نویس چیزی را اماده کردن
تلفظ بین المللی :
/piʃnˈevis tʃˈizi rɑ ˈaːmˈɑdeː kˈardan/
تلفظ :
[piSn'evis tS'izi RA 'a:m'Ade: k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پیش نویس
پیش نویس ازمایشی
پیش نویس سند
پیش نویس کردن
پیش نویس فیلم نامه
الگوی پیش نویس های چندگانه اگاهی
ذخیره به عنوان پیش نویس
پیس نویس
برنامه نویسی بر پایه پیش نمونه
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
sketch
(فعل)
طرح کردن، طراحی کردن، طرح ریزی کردن، مسوده کردن، پیش نویس چیزی را اماده کردن
کلمات مرتبط
پیش نویس
پیش نویس ازمایشی
پیش نویس سند
پیش نویس کردن
پیش نویس فیلم نامه
الگوی پیش نویس های چندگانه اگاهی
ذخیره به عنوان پیش نویس
پیس نویس
برنامه نویسی بر پایه پیش نمونه
نظرات