پیش بینی. ( حامص مرکب ) عمل پیش بین. دوراندیشی. احتیاط. دوربینی. احتیاطکاری. آخربینی. مآل اندیشی. عاقبت اندیشی. ( انجمن آرا ). عاقبت بینی : به پیش بینی آن بیند او که دیده نیندمنجمان سطرلاب آسمان پیمای.فرخی.آنجا که پیش بینی باید موفقی آنجا که پیشدستی باید مظفری.معروفی بلخی.سلیمان را از حزم و بیداری و احتیاط و هشیاری و پیش بینی برمک عجب آمد و دل بر وی خوش کرد. ( تاریخ برامکه ).صواب آن شد ز روی پیش ب...
عمل پیش بین ۱- عاقبت اندیش دوراندیشی آخربینی : خردمنددی و پیش بینی بود توانایی و پاک دینی بود. ( فردوسی ) توضیح پیش بینی حدس زدن وقایع آینده است از علل و اسباب و قراین موجودمثلا یک پزشک گاهی از دیدن احوال بیماری میتواند بگوید که از بهبود خواهد یافت یا خواهد مرد. در جنگی که میان. دو دولت در میگیرد از انداز. نیروی آن دو و پافشاری سپاهیان و غیره میتوان گفت فاتح کیست و مغلوب که ? و آن در اصل با پیشگوی...
دانشنامه عمومی
یش بینی (forecast) به معنی تعیین مقدار یک متغیر برای زمانی در آینده است. در این صورت، پیش بینی در قلمرو زمان انجام می شود.
پیش بینی در مورد اتفاقاتی که ممکن است در آینده بیافتند صحبت می کند. بیشتر پیش بینی ها بر مبنای تجربیات یا دانسته ها هستند. بین پیش بینی و پیش گویی تفاوت هایی وجود دارد. پیش بینی بیان اتفاقاتی است که انتظار می رود اتفاق بیافتند، اما پیش گویی محدوده وسیع تری را شامل می شود...
مترادف و متضاد
پیشگویی
تدارک، تهیه
حزم، دوراندیشی، عاقبتاندیشی
anticipation (اسم)پیش بینی، انتظار، پیشدستی، وقوع قبل از موعد مقررforecast (اسم)پیش بینی، پیش بینی وضع وا یا حوادیforesight (اسم)پیش بینی، بصیرت، دوراندیشی، مال اندیشیprognosis (اسم)پیش بینی، مال اندیشی، پیش بینی مرضprospect (اسم)پیش بینی، انتظار، چشم انداز، منظره، دور نما، امید انجام چیزیprognoses (اسم)پیش بینی، مال اندیشی، پیش ب...
واژه نامه بختیاریکا
پیش پِی
فرهنگستان زبان و ادب
{prediction} [آینده پژوهی و آینده نگری] کوششی نظام مند برای شناخت دقیق و قطعی برخی از رویدادهای آینده