معانی کلمه : پیشینگان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
پیشینیان، گذشتگان، قدما، اسلاف: گه از لوح ناخوانده عبرت پذیر / گه از صحف پیشینگان درس گیر (نظامی۵: ۷۵۳ ).
مترادف و متضاد
اسلاف، پیشینیان، متقدمان، متقدمین ≠ متاخرین

اسلاف، پیشینیان، متقدمان، متقدمین ≠ متاخرین