معانی کلمه : پیشن
لغت نامه دهخدا
پیشن. [ ش َ ] ( اِ ) لیف خرما که از آن رسن تابند ( برهان ). پیشند. ( آنندراج ) .
فرهنگ عمید
لیف خرما که از آن رسن یا چیز دیگر می بافند.
فرهنگ معین
(شَ ) (اِ. ) = پیشند: لیف خرما که از آن رسن تابند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) لیف خرما که از آن رسن تابند.
