معانی کلمه : پیشداد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. پیش پرداخت.
۲. پولی که پیش از کار کردن به کارگر داده شود، مساعده.
۳. عطیه که پیش از خواهش و درخواست کسی به او داده شود: ز بس حرص بخشش، نکرده سؤال / به سائل دهد جود او پیش داد (عسجدی: مجمع الفرس: پیش داد ).
۲. پولی که پیش از کار کردن به کارگر داده شود، مساعده.
۳. عطیه که پیش از خواهش و درخواست کسی به او داده شود: ز بس حرص بخشش، نکرده سؤال / به سائل دهد جود او پیش داد (عسجدی: مجمع الفرس: پیش داد ).
فرهنگ معین
(اِ.) هر یک از پادشاهان سلسلة پیشدادی .
(ص مر.) نخستین قانونگزار؛ هوشنگ پیشداد به موجب داستان های قدیم ایران ، اولین کسی بود که قانون را وضع کرد.
(اِ. ) هر یک از پادشاهان سلسلة پیشدادی .
(ص مر. ) نخستین قانونگزار، هوشنگ پیشداد به موجب داستان های قدیم ایران ، اولین کسی بود که قانون را وضع کرد.
(ص مر. ) نخستین قانونگزار، هوشنگ پیشداد به موجب داستان های قدیم ایران ، اولین کسی بود که قانون را وضع کرد.
