Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ پیشخدمتی کردن

تلفظ بین المللی : /pˈiʃxedmˌati kˈardan/ تلفظ :‌ [p'iSxedm,ati k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • پیشدستی کردن
  • پیشخدمتی
  • پسرک یا پیشخدمت ابجو فروشی
  • پیشخدمت زن
  • پیشخدمت سفره
  • پیشخدمت مخصوص
  • پیشخدمت مونی
  • پیشخدمت میخانه
  • دختر پیشخدمت
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

wait (فعل)منتظر شدن، انتظار کشیدن، پیشخدمتی کردن، صبر کردن، چشم براه بودنserve (فعل)بکار رفتن، بدرد خوردن، خوراک دادن، خدمت کردن، پیشخدمتی کردن، توپ را زدن، خدمت انجام دادنvalet (فعل)پیشخدمتی کردنpage (فعل)پیشخدمتی کردن، صفحات را نمره گذاری کردنwait on (فعل)پیشخدمتی کردنwait upon (فعل)پیشخدمتی کردن...

کلمات مرتبط

  • پیشدستی کردن
  • پیشخدمتی
  • پسرک یا پیشخدمت ابجو فروشی
  • پیشخدمت زن
  • پیشخدمت سفره
  • پیشخدمت مخصوص
  • پیشخدمت مونی
  • پیشخدمت میخانه
  • دختر پیشخدمت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات