Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیسگی

تلفظ بین المللی : /pˌijesˈeɡi/ تلفظ :‌ [p,ijes'egi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • دیپلماسی پیشگیرانه
  • سامانۀ پیشگیری از واماندگی
  • عاشق پیشگی
  • کرم پیشگی
  • لک و پیسی
  • مطالعۀ پیگیر
  • پیرگیاه
  • پیسیدیا
  • پیسیس تراتوس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پیسگی. [ س َ / س ِ ] ( حامص ) حالت پیسه. پیسی. برص. لغثه. بلقه. بلق : مجوف ؛ ستوری که پیسگی تا شکم وی رسیده باشد. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

پیسه بودن.

فرهنگ فارسی

۱-پیسه بودنپیس بودن دو رنگ بودن ابلقی : [و پیسگی پوست پلنگ دلیل است بر آنک ( آن ) مثل است برمردمی که بدل پیسه ومخالف باشند.] ۲- برص داشتن پیسی .

کلمات مرتبط

  • دیپلماسی پیشگیرانه
  • سامانۀ پیشگیری از واماندگی
  • عاشق پیشگی
  • کرم پیشگی
  • لک و پیسی
  • مطالعۀ پیگیر
  • پیرگیاه
  • پیسیدیا
  • پیسیس تراتوس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات