Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیزن

تلفظ بین المللی : /pˈizan/ تلفظ :‌ [p'izan]
لغت نامه دهخداگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا
  • پیزنیدن
  • پیزنیده
  • اوت ـ پیرنه
  • نا پزنده
  • پازن
  • پازند
  • پلزن
  • پلزنس دونالد
  • پوزن
لغت نامه دهخداگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

پیزن . [ ] (اِ) پیزنه . غریب . (آنندراج ).

پیزن. [ ] ( اِ ) پیزنه. غریب. ( آنندراج ).، پی زن. [ پ َ /پ ِ زَ ] ( نف مرکب ) قایف. آنکه از اثر پای پیماینده را شناسد : بعد از دیدن آن غار و سنگلاخ در خصوص ابی کرز پی زن شبهه کردم که گفت این اثر قدم ابن ابی قحافه و این اثر قدم محمدبن عبداﷲ است. ( سفرنامه ٔمکه فرهادمیرزا ). || اسب و دیگر ستور....

گویش مازنی

۱جای بند شلوار ۲لیفه

/pizon/ جای بند شلوار - لیفه

واژه نامه بختیاریکا

( پی زِن ) آزمایش کننده

کلمات مرتبط

  • پیزنیدن
  • پیزنیده
  • اوت ـ پیرنه
  • نا پزنده
  • پازن
  • پازند
  • پلزن
  • پلزنس دونالد
  • پوزن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات