Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیروز

تلفظ بین المللی : /pˈiruːz/ تلفظ :‌ [p'iRu:z]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • پیروز ساسانی اول
  • پیروز ساسانی دوم
  • پیروز عزیزی صادق
  • پیروز شدن
  • پیروز شدن بر
  • پیروز حناچی
  • پیروز سیار
  • پیروز مجتهدزاده
  • پیروز کلانتری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

پیروز. (اِخ ) نام یکی از نجبای خانواده ٔ بهرام .

پیروز. (اِخ ) ابولؤلؤ. کشنده ٔ عمربن الخطاب . رجوع به فیروز و ابولؤلؤ شود.

پیروز. (اِخ ) نام یکی از نجبای ایران معاصر با هرمز ساسانی و تابع پسر او خسروپرویز.

پیروز. (اِخ ) از قراء ناحیت سردرود همدان . (نزهةالقلوب چ اروپا ...

فرهنگ عمید

۱. کامیاب.
۲. چیره.
۳. [قدیمی] خوش وخرم.

فرهنگ معین

(ص . ) ۱ - مظفر، چیره . ۲ - مبارک ، خجسته .

فرهنگ فارسی

پیروزاول . هیجدهمین پادشاه ساسانی ( ۴۸۴ - ۴۵۹ م . ) وی بر برادر خود هرمزد سوم طغیان کرد و بیاری هپتالیان براو غالب شد ولی سلطنت او چندان باسایش نگذشت. دفاع از سرحدهای شمال و مشرق مستلزم اعمال نظامی بود و قحطی طولانی پدید آمد و بر مصایب جنگ افزود . وی درسال ۴۸۴ در جنگ با هیپتالیان مغلوب و مقتول شد. پیروز دوم . بیست و نهمین پادشاه ساسانی. وی پس از (( بوران ) ) چند روز از سال ۶۳٠ م . سلطنت کرد و پس ا...

دانشنامه عمومی

پیروز یا فیروز نامی ست ایرانی و می تواند به یکی از افراد زیر اشاره داشته باشد:پیروز یکم، پسر یزدگرد دوم، پادشاه ساسانیپیروز دوم، پسر مهران جشنس، پادشاه ساسانیپیروز سوم، پسر یزدگرد سوم، پادشاه ساسانیپیروز یزدگرد، پسر یزدگرد پادشاه ساسانیپیروز نهاوندی، یا فیروز ابولؤلؤ کشندهٔ عمرپیروز قربانی، بازیکن ایرانی فوتبال عضو باشگاه فوتبال مس کرمان و تیم ملی فوتبال ایرانپیروز دوانی، از فعالان سیاسی و فرهنگی ...

گویش مازنی

/pay rooz/ پریروز – دو روز پیش

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: piruz) (= فیروز) ، غلبه کننده بر حریف در جنگ یا مسابقه ، فرخنده ، مبارک ، خجسته ؛ (در قدیم) از صفات خداوند ؛ (در قدیم ) خوشحال ، شاد ؛ (در حالت قیدی) (در قدیم) با خوشحالی و شادی؛ (در قدیم) فیروزه ]سنگ قیمتی[ و (به مجاز) کبود ؛ (در اعلام) نام هیجدهمین پادشاه ساسانی .

اسم: پیروز (پسر) (فارسی) (تلفظ: piruz) (فارسی: پيروز) (انگلیسی: piruz) معنی: مبارک، فاتح، خجسته، کامیاب، خوشحال، ( = فی...

گویش اصفهانی

تکیه ای: baranda
طاری: baranda / piruz
طامه ای: piruz
طرقی: baranda
کشه ای: baranda / piruz
نطنزی: piruz

مترادف و متضاد

خجسته، مبارک، میمون

بهره‌ور، بهره‌مند، برخوردار، کامیاب، متمتع

برنده، چیره، ظافر، غالب، فاتح، فایق، فیروز، فیروزمند، قاهر، قهرمان، کامیاب، متغلب، مستولی، مظفر، منتصر، موفق ≠ مقهور

۱. برنده، چیره، ظافر، غالب، فاتح، فایق، فیروز، فیروزمند، قاهر، قهرمان، کامیاب، متغلب، مستولی، مظفر، منتصر، موفق ۲. خجسته، مبارک، میمون ۳. بهرهور، بهرهمند، برخوردار، کامیاب، متمتع ≠ مقهور...

واژه نامه بختیاریکا

بَرا؛ فِر

کلمات مرتبط

  • پیروز ساسانی اول
  • پیروز ساسانی دوم
  • پیروز عزیزی صادق
  • پیروز شدن
  • پیروز شدن بر
  • پیروز حناچی
  • پیروز سیار
  • پیروز مجتهدزاده
  • پیروز کلانتری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات