پیرو. [ ی ِ رُ ] (اِخ ) بازیگر بازیهای پانتمیم با لباس سفید و رخسار آردآلوده .
۱. کیسه.
۲. کیسۀ پول.
نوعی سرو کوهی در جنگلهای شمال ایران.
۱. آنکه از پی دیگری میرود.
۲. ازپیرونده؛ تابع.
(اِ.) کیسه ، کیسة پول .
(اِمصغ .) پیر کوچک اندام .
(پَ یا پِ رُ یا رَ) (ص فا.) پس رو، دنبال رو.
← حالت پیرو
۱سه روز دیگر ۲گونه ای سرو کوهی با نام علمی joonjeroos
تعقیب، درپی
امت، تابع، سالک، صحابه، طرفدار، مرید، مقلد، هواخواه، هوادار
۱. امت، تابع، سالک، صحابه، طرفدار، مرید، مقلد، هواخواه، هوادار
۲. تعقیب، درپی