Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیرهن دریدن

تلفظ بین المللی : /pˈirhan darˈidan/ تلفظ :‌ [p'iRhan daR'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • پیرهن
  • پیرهن چاک
  • پیرهن دوز
  • پیرهن دوزی
  • پیرهن قبا کردن
  • شمعی پیرهن
  • کاغذین پیرهن
  • کبود پیرهن
  • گل پیرهن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پیرهن دریدن. [ رَ / پیرْ هََ دَ دَ ] ( مص مرکب ) پیرهن قبا کردن. پاره کردن جامه. چاک کردن قمیص : پیرهنی گر بدرد زاشتیاق دامن عفوش بگنه برمپوش.سعدی.چکنم دست ندارم بگریبان اجل تا بتن در ز غمت پیرهن جان بدرم.سعدی.پیرهن می بدرم دمبدم از غایت شوق که وجودم همه او گشت و من این پیرهنم.سعدی.دست بیچاره چون بجان نرسدچاره جز پیرهن دریدن نیست.سعدی.- پیرهن به نیکی دریدن ؛ چندگاهی چون نیکان زیستن. یک چندگاهی نیک...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) چاک کردن پیرهن پاره کردن قمیص : پیرهنی گر بدرد ز اشتیاق دامن عفوش بگنه بر مپوش . ( سعدی )

کلمات مرتبط

  • پیرهن
  • پیرهن چاک
  • پیرهن دوز
  • پیرهن دوزی
  • پیرهن قبا کردن
  • شمعی پیرهن
  • کاغذین پیرهن
  • کبود پیرهن
  • گل پیرهن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات