Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیرزن

تلفظ بین المللی : /pirˈezan/ تلفظ :‌ [piR'ezan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدگویش اصفهانی
  • پیرزن روستایی
  • پیرزن فرتوت
  • پیرزن پیرزنی
  • پیرزن ماهی
  • پیرزن و جوجه طلایی اش
  • چرخ پیرزن
  • خاک پیرزن
  • استودان پوزه پیرزن
  • برنجاسف پیرزن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدگویش اصفهانی

لغت نامه دهخدا

پیرزن . [ زَ ] (اِ مرکب ) زن سالخورده . شیخه . عجوزه . پیرزال . زن کهنسال . مقابل پیرمرد : پس ار ژاژ و خوهل آوری پیش من همت خوهل پاسخ دهد پیرزن . ابوشکور.سبک پیرزن سوی خانه [چاکر] دویدبرهنه به اندام او درمخید. ابوشکور.اندرآمد مرد با زن چرب چرب پیرزن [گنده پیر] از خانه بیرون شد به ترب . رودکی .چنان سیر گشتم ز شاه اردوان که از پیرزن طبع مرد جوان . فردوسی .بخندید ازان پیرزن شاه و گفت که این داستانها ...

فرهنگ عمید

زن ‌پیر؛ زن سال‌خورده.

گویش اصفهانی

تکیه ای: piraǰen
طاری: piražin
طامه ای: piraǰan
طرقی: piraǰun
کشه ای: piraǰen
نطنزی: piraǰen


کلمات مرتبط

  • پیرزن روستایی
  • پیرزن فرتوت
  • پیرزن پیرزنی
  • پیرزن ماهی
  • پیرزن و جوجه طلایی اش
  • چرخ پیرزن
  • خاک پیرزن
  • استودان پوزه پیرزن
  • برنجاسف پیرزن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات