معانی کلمه : پیرا
لغت نامه دهخدا
پیرا. [ پیرْ را ] (اِخ ) نام دختر اپی میته و پاندور، زن دکالیون . رجوع به دکالیون شود.
پیرا. [ پیرْ را ] (اِخ ) نام موضعی در جزیره ٔ لس بس از توابع یونان . مم نن سردار داریوش سوم این موضع را تسخیر کرده . (ایران باستان ج 2 ص 1281).
فرهنگ عمید
۱. = پیراستن
۲. پیراینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): بوستان پیرا، پوست پیرا، ناخن پیرا.
۲. پیراینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): بوستان پیرا، پوست پیرا، ناخن پیرا.
فرهنگ فارسی
نام دختر اپی میته و پاندور
دانشنامه عمومی
پیرا (به اسپانیایی: Piera) یک شهرستان در اسپانیا است که در کاتالونیا واقع شده است.
فهرست شهرهای اسپانیا
پیرا ۵۷٫۱۱ کیلومترمربع مساحت و ۱۳٬۶۵۲ نفر جمعیت دارد و ۳۲۴ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای اسپانیا
پیرا ۵۷٫۱۱ کیلومترمربع مساحت و ۱۳٬۶۵۲ نفر جمعیت دارد و ۳۲۴ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
wiki: پیرا
گویش مازنی
/piraa/ پس فردا
واژه نامه بختیاریکا
( ● ) ؛ آرایشگر؛ پیراستار
( ● ) ؛ پرش کار
( ● ) ؛ پرنده؛ سبک بال
( ● ) ؛ جنگجو
( ● ) ؛ جنگجو؛ مجادله گر
( ● ) ؛ پرش کار
( ● ) ؛ پرنده؛ سبک بال
( ● ) ؛ جنگجو
( ● ) ؛ جنگجو؛ مجادله گر
