پیخست. [ پ َ / پ ِ خ َ / خ ُ ] ( ن مف مرکب ) چیزی که در زیر پای نرم شده باشد. ( برهان ). هرچیز که زیر پا گرفته لگدکوب کنند. لگدکوب. لگدمال. پی سپر : چنان بنیاد ظلم از کشور خویش بفرمان الهی کرد پیخست...عنصری.دیواری که بیخ آنرا کنده باشند. ( برهان ) ( جهانگیری ). || محبوس و متحصن و گرفتار و بندی. ( برهان ). درمانده و عاجز شده. ( برهان ) ( جهانگیری ). کسی که در جایی گرفتار آید و نتواند جستن ، گویند پ...
فرهنگ عمید
= پی خسته
فرهنگ معین
(پَ خُ یا خَ )(ص مف . ) = پی خوست . پی خسته : پایمال شده ، لگدمال شده ، لگد - مال .