Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیخست

تلفظ بین المللی : /pˈixast/ تلفظ :‌ [p'ixast]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • پیخستن
  • پیخسته
  • پیخستندگی
  • پیخستنی
  • پیخستگی
  • ریخته پیخته
  • رینگ تراکم پیستون
  • رینگ خور پیستون
  • رینگ روغن پیستون
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

پیخست. [ پ َ / پ ِ خ َ / خ ُ ] ( ن مف مرکب ) چیزی که در زیر پای نرم شده باشد. ( برهان ). هرچیز که زیر پا گرفته لگدکوب کنند. لگدکوب. لگدمال. پی سپر : چنان بنیاد ظلم از کشور خویش بفرمان الهی کرد پیخست...عنصری.دیواری که بیخ آنرا کنده باشند. ( برهان ) ( جهانگیری ). || محبوس و متحصن و گرفتار و بندی. ( برهان ). درمانده و عاجز شده. ( برهان ) ( جهانگیری ). کسی که در جایی گرفتار آید و نتواند جستن ، گویند پ...

فرهنگ عمید

= پی خسته

فرهنگ معین

(پَ خُ یا خَ )(ص مف . ) = پی خوست . پی خسته : پایمال شده ، لگدمال شده ، لگد - مال .

کلمات مرتبط

  • پیخستن
  • پیخسته
  • پیخستندگی
  • پیخستنی
  • پیخستگی
  • ریخته پیخته
  • رینگ تراکم پیستون
  • رینگ خور پیستون
  • رینگ روغن پیستون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات