Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیته

تلفظ بین المللی : /pejˈateː/ تلفظ :‌ [pej'ate:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی
  • پیته بخردن
  • پیته بز
  • پیته بزئن
  • پیته خرس
  • پیته رود
  • پیته سر
  • پیته غار
  • پیته لو
  • پیته نو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

پیته . [ ] (اِ) بهندی مراره است . و رجوع به بیته شود. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

پیته. [ ] ( اِ ) بهندی مراره است. و رجوع به بیته شود. ( تحفه حکیم مؤمن ).پیته. [ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) یک قطعه کوچک جداشده از جامه مندرس و این در طالقان قزوین معمول است و در درکه تهران. خرقه. کهنه. لته. لقمه. ژنده . فلرز. فلرزنگ. جنده. جرِ و جِنده ( در تداول مردم قزوین ). جندره. رکو....

فرهنگ فارسی

یک قطعه کوچک جدا شده از جامه مندرس

دانشنامه عمومی

(کرمانشاهی) پَیته؛ موجب. مثال: می گویند «فلانی پیته خندۀ مردم شده» یعنی موجب یا اسباب خندۀ مردم شده.

گویش مازنی

۱پوسیده – فرسوده ۲پوک ۳قطعه ای از مغز خشک چوب

/pite/ پوسیده – فرسوده - پوک ۳قطعه ای از مغز خشک چوب

کلمات مرتبط

  • پیته بخردن
  • پیته بز
  • پیته بزئن
  • پیته خرس
  • پیته رود
  • پیته سر
  • پیته غار
  • پیته لو
  • پیته نو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات