Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پی

تلفظ بین المللی : /pˈej/ تلفظ :‌ [p'ej]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • پِی
  • پی ای ام
  • پی ای دی
  • پی ای مارگال فرانسیسکو
  • پی ایند
  • پی تشتی
  • پی دبلیو ار
  • پی سی بی
  • پی های
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

پی . (صوت ) (بکسر اول و بیاء کشیده ) آوائی است نماینده ٔ تعجب و شگفتی .

پی . (اِ) نام حرف شانزدهم از حروف یونانی و نماینده ٔ ستاره های قدر شانزدهم و صورت آن اینست : p

پی . [ پ َ ] (اِ) پایه . قائمه : که خاک منوچهر گاه من است پی تخت نوذر کلاه من است . فردوسی .کسی کش پدر ناصر...

فرهنگ عمید

پیه#NAME?

۱. هریک از رشته‌های دراز سفیدرنگ در بدن انسان و حیوان که از دِماغ و نخاع خارج و در میان عضلات پراکنده شده و حس و حرکت به‌واسطۀ آن‌ها صورت می‌گیرد؛ عصب.۲. زردپی؛ تاندون.⟨ پی برکشیدن: (مصدر متعدی) = ⟨ پی کردن⟨ پی برگسلیدن: (مصدر متعدی) = ⟨ پی کردن⟨ پی بریدن: (مصدر متعدی) = ⟨ پی کردن⟨ پی زدن: (مصدر متعدی) = ⟨ پی کردن⟨ پی کردن: (مصدر متعدی)۱. بریدن رگ‌وپی پای انسان، اسب، استر، یا شتر ب...

فرهنگ معین

هم (پِ یِ هَ) (ق مر.) پی درپی ، پشت سر هم .

(پِ) (اِ.) عصب ، رشته سفید رنگ و سختی در بدن انسان و حیوان .

(پَ یا پِ) (اِ.) 1 - پا، قدم ، گام . 2 - فاصلة میان دو کف پا هنگام راه رفتن . 3 - بنیاد. 4 - نشان پا، ردُ پا. 5 - تاب ، توان . 6 - مقدار کف پا. 7 - عقب ، پس .

(اِ.) 1 - سیزدهمین حرف الفبای یونانی ( ~) و آن نمایندة ستاره های قدر شانزدهم است . 2 - نشانة رابطة ثابت میان محیط دا...

دانشنامه آزاد فارسی

پِیرجوع شود به:عصبwikijoo: پی پی (ریاضیات). پی (ریاضیات) (pi)نسبت محیطدایرهبه قطرآن. این نسبت را با حرف یونانیπنشان می دهند. عددπعددی گنگ(اَصَمّ) است، یعنی نمی توان آن را به صورت نسبت دو عدد صحیحنشان داد. همچنین، هنگام نمایش آن به صورت عدد اعشاری، سلسلۀ ارقام هیچ گاه پایان نمی پذیرد و هیچ رقم یا دنباله ای از ارقام دایم تکرار نمی شود. مقدارπتا هفت رقم اعشار برابر با 3.1415926 است. تقریب های معمولی...

فرهنگ فارسی

نسبت طول محیط هر دایره به قطر آن که با علامت π نشان داده می‌شود

پی اول (قدیس ) پاپ از سال ۱۴٠ تا ۱۵۵ م وی برد و ابطال دو طریقه موسوم به (( والنتین ) ) و (( مرقیون ) ) پرداخت . یا پی دوم . انئاس سیلوبوس پیکولومینی پاپ از ۱۴۵۸ تا ۱۴۶۴ م . وی تجهیز جنگ صلیبی کرد.یا پی سوم پاپ در ۱۵٠۳ م .یا پی چهارم پاپ از ۱۵۵۹ تا ۱۵۶۵ م . یا پی پنجم.( قدیس ) پاپ از تا ۱۵۶۶ تا ۱۵۷۲ م . یا پی ششم . پاپ از۱۷۷۵ تا ...

دانشنامه عمومی

پی (حرف)، از حروف الفبای یونانیعدد پی، یک عدد در ریاضیپِی، سازه قرار گرفته در زیر بنا (فونداسیون)پی (فیلم) نام یک فیلم محصول سال ۱۹۹۸چربیwiki: هِوش در مجارستان است.فهرست شهرهای مجارستانwiki: پی (مجارستان)...

گویش مازنی

۱دنبال –پس ۲ادراک

۱پیه – دنبه ی آب کرده ۲چربی حیوانات

در کارگاه بافندگی به محدوده ی کارگاه پارچه بافی گویند

۱فوت – دمیدن به آتش و هر چیز دیگر ۲رمز راز ۳خال روی صورت

/pey/ دنبال –پس - ادراک & کنار & پیه – دنبه ی آب کرده - چربی حیوانات & فوت – دمیدن به آتش و هر چیز دیگر - رمز راز ۳خال روی صورت & در کارگاه بافندگی به محدوده ی کارگاه پارچه بافی گویند...

مترادف و متضاد

کنار

رگ، عصب

اثر، ردپا، رد

پس، پشت، تعاقب، دنبال، عقب، قفا، متعاقب، واپس

اساس، بن، بنیاد، بنیان، بیخ، پایه، شالوده، مبنا

۱. اساس، بن، بنیاد، بنیان، بیخ، پایه، شالوده، مبنا
۲. اثر، ردپا، رد
۳. پس، پشت، تعاقب، دنبال، عقب، قفا، متعاقب، واپس
۴. رگ، عصب

scent (اسم)عطر، رایحه، بو، خوشبویی، ادراک، رد پا، پیfoundation (اسم)پا، پایه، اساس، بنیاد، مبنا، ...

فرهنگ فارسی ساره

پی تارواره

واژه نامه بختیاریکا

( پِی (پِیک) ) پا
( پِی ) بی پی
په؛ چربی حیوانی
( پِی ) راه؛ راه ارتباطی
( پِی ) رد پا
سوال؛ پُرس وُ پی
به دین
( پِی ) دیندا
سول سراغ
هَرَک؛ بَرد بُچَک

فرهنگستان زبان و ادب

{PI} [ریاضی] نسبت طول محیط هر دایره به قطر آن که با علامت π نشان داده می شود
{footing} [مهندسی عمران] عضوی از سازه که بار دیوار یا ستون را به خاک منتقل کند

کلمات مرتبط

  • پِی
  • پی ای ام
  • پی ای دی
  • پی ای مارگال فرانسیسکو
  • پی ایند
  • پی تشتی
  • پی دبلیو ار
  • پی سی بی
  • پی های
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات