Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پوچ

تلفظ بین المللی : /pˈuːtʃ/ تلفظ :‌ [p'u:tS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • پوچ کردن
  • پوچ گرا
  • پوچ گرایی
  • پوچ شدن
  • پوچ افزار
  • پوچ توان
  • پوچ دنباله
  • پوچ اسب
  • پوچ مغز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

پوچ.( ص ) کاواک. پوک. بی مغز. میان تهی : پسته پوچ. گردکان پوچ. بادام ، تخمه ، فندق پوچ. || هیچ. مهمل. ناچیز. سخت کم. بسیار قلیل. و رجوع به پُچ شود.- پوچ شدن مغز ؛بشدن خرد و مختل گشتن فکر : صائب از گفت و شنود خلق مغزم پوچ شدگوش سنگین و به لب خاموش می سازد مرا.صائب.- حرف پوچ ؛ سخنی بی معنی. کلامی بیهوده. جفنگ. لاطائل. باطل. دعوی بی دلیل.- خوابهای پوچ ؛ اضغاث احلام :خواب پوچ این عزیزان قابل تعبیر نیس...

فرهنگ عمید

۱. میان تهی، بی مغز: حدیث پوچ گویان بی تٲمل بر زبان آید / کف بی مغز هرگز در دل دریا نمی ماند (صائب: ۹۳۱ ).
۲. ویژگی میوه یا دانه ای که میانش خالی باشد و مغز نداشته باشد، کاواک، کاوک.

فرهنگ معین

(ص . ) ۱ - بیهوده ، بی فایده . ۲ - فاقد معنی و ارزش . ۳ - پوک .

فرهنگ فارسی

میان تهی، بی مغز، میوه یادانه توخالی، کاواک
۱-میان تهی جوف.۲- میوه یا دانه ای که میان. آن خالی باشدبی مغز.۳- بیفایده بیهوده.۴-بی معنیمزخرفحرف پوچ .۵- بلیط یا قرعه ای که برنده نباشد.۷- بدون اخلاق حسنه بی مردانگی . یا هیچ و پوچ . هیچ .

دانشنامه عمومی

پوچ ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:پوچ (ترانه)پوچ (سبزوار)پوچ (شرکت)wiki: شرکت کالای لوکس اسپانیایی است، که در زمینه تولید و عرضه انواع پوشاک و لوازم مد، لوازم آرایشی و عطر فعالیت می نماید.شرکت پویگ در سال ۱۹۱۴ توسط آنتونیو پویگ تأسیس شد و هم اکنون با در اختیار داشتن ۵ کارخانخ تولیدی، مالک برندهایی چون: کارولینا هررا، پاکو رابان، ژان پل گوتیه، پرادا، ولنتینو، منگو و ماسیمو دوتی می ب...

گویش مازنی

پهن حیوان – پهن اسب و خر – سرگین حیوانات

/pooch/ پهن حیوان – پهن اسب و خر – سرگین حیوانات

مترادف و متضاد

absurd (صفت)ناپسند، پوچ، مضحک، نامعقول، بی معنی، یاوه، چرند، نامربوطfutile (صفت)خنثی، پوچ، بیهوده، عاری از فایده، عاطل، بی اثر، بی فایده، باطل، عبیvoid (صفت)پوچ، بی اعتبار، عاری، تهی، خالی، باطل، بلاتصدی، عاری ازinoperative (صفت)غیر عملی، پوچ، باطل، غیر موثر، نامعتبرnull (صفت)پوچ، تهی، بی ارزش، باطل، بلااثرempty (صفت)پوچ، تهی، مجوف، خالی، چیز تهیhollow (صفت)خشک، پوچ، تهی، مجوف، مقعر، خالی، پوک، غی...

کلمات مرتبط

  • پوچ کردن
  • پوچ گرا
  • پوچ گرایی
  • پوچ شدن
  • پوچ افزار
  • پوچ توان
  • پوچ دنباله
  • پوچ اسب
  • پوچ مغز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات