معانی کلمه : پولاد سا ی
لغت نامه دهخدا
پولادسای. ( نف مرکب ) که پولاد را ساید.
بسیار سخت و محکم :
روارو زنان تیر پولادسای
در اندام شیران پولادخای.چو شه دید کز سنگ پولادسای
خراشیده میشد سم چارپای.
بسیار سخت و محکم :
روارو زنان تیر پولادسای
در اندام شیران پولادخای.چو شه دید کز سنگ پولادسای
خراشیده میشد سم چارپای.
فرهنگ فارسی
( پولاد سا ی ) ( صفت ) ۱- آنکه پولاد را ساید: [ روارو زنان تیر پولا دسای در اندام شیران پولاد خای .] ( نظامی ) ۲- بسیار سخت بسیار محکم : [ چو شه دید کز سنگ پولاد سای خراشیده میشد سم چار پای ...] ( نظامی )
