معانی کلمه : پوشه
فرهنگ عمید
۱. پرده.
۲. هرچیزی که چیزی را بپوشاند.
۳. لفافه که نوشته های راجع به یک موضوع را در آن بگذارند، شمیز.
۲. هرچیزی که چیزی را بپوشاند.
۳. لفافه که نوشته های راجع به یک موضوع را در آن بگذارند، شمیز.
فرهنگ معین
(ش ِ ) (اِ. ) ۱ - پرده ، هر چیزی که چیزی را بپوشاند. ۲ - ورق نسبتاً بزرگ و تا شده ای از جنس مقوا یا پلاستیک که نوشته ها و اسناد مربوط به یک موضوع را در آن نگه داری می کنند.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:فولدر
wikijoo: پوشه
فرهنگ فارسی
پرده، هرچیزی که چیزدیگررابپوشاند
( اسم ) ۱- مطلق پرده که بر روی میزها پوشند و از درها آویزند. ۲- لفافه ای که نوشته های راجع بیک موضوع را در آن گذارند شمیز.
( اسم ) ۱- مطلق پرده که بر روی میزها پوشند و از درها آویزند. ۲- لفافه ای که نوشته های راجع بیک موضوع را در آن گذارند شمیز.
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
سوت – سوت زدن با دهان
/pooshe/ سوت – سوت زدن با دهان
مترادف و متضاد
شمیز، لفافه
پرونده، دوسیه
۱. پرونده، دوسیه
۲. شمیز، لفافه
فرهنگستان زبان و ادب
{capsid} [زیست شناسی-میکرب شناسی] پوششی پروتئینی که مادۀ ژنی و پروتئین های ویروس را احاطه می کند
{coat} [خوردگی، قطعات و اجزای خودرو، مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] لایه ای پیوسته از ماده ای پوششی که در طی یک مرحله بر روی شی ء قرار می گیرد
{coat} [خوردگی، قطعات و اجزای خودرو، مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] لایه ای پیوسته از ماده ای پوششی که در طی یک مرحله بر روی شی ء قرار می گیرد
