کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پوست-تخت-انداخت | کلماتور
معنی کلمه : پوست تخت انداخت
تلفظ بین المللی :
/pˈuːst tˈaxt ˈandɑxt/
تلفظ :
[p'u:st t'axt 'andAxt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
پوست تخت انداختن
پوست تخت
پوست تخت افکندن
پوست تخم مرغ
تخته پوست
تخته پوست انداز
نماپوشۀ پوست تخم مرغی
پوس تخت
پوس تخت دنگوئن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
پوست تخت انداختن. [ ت َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) پوست تخت افکندن. دیر ماندن. مقیم شدن. لنگر انداختن.
کلمات مرتبط
پوست تخت انداختن
پوست تخت
پوست تخت افکندن
پوست تخم مرغ
تخته پوست
تخته پوست انداز
نماپوشۀ پوست تخم مرغی
پوس تخت
پوس تخت دنگوئن
نظرات