کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : پوسته سخت هر چیزی
تلفظ بین المللی :
/pˈuːsteː sˈaxt har tʃˈizi/
تلفظ :
[p'u:ste: s'axt haR tS'izi]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سخت پوسته
سخت پوست وندان
سخت شدن یا پینه کردن پوست
سخت پوست
سخت پوست شناس
سخت پوست های اب گرم
سخت پوست های غارنشین
سمندرک سخت پوست
سندرم پوست سخت
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
crust
(اسم)
پوسته، قشر، پوست، کبره، پوست نان، پوسته سخت هر چیزی، ادم جسور و بی ادب، قسمت خشک و سخت نان
کلمات مرتبط
سخت پوسته
سخت پوست وندان
سخت شدن یا پینه کردن پوست
سخت پوست
سخت پوست شناس
سخت پوست های اب گرم
سخت پوست های غارنشین
سمندرک سخت پوست
سندرم پوست سخت
نظرات