پوسته. [ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) پوست. || پوستک. پوستی نازک. قشارة. || شوره سر. قطعات کوچک سفید رنگ که در سر آدمی بگاه شوخگنی پدید آید و چون بشانه زنند فروریزد. هبریه. پوسه. رجوع به پوسه شود.
(اِ. ) ۱ - بیرونی ترین بخش پوست . ۲ - پوشش اندام های درونی بدن . ۳ - بخش کوچکی از پوست که یاخته های آن مرده است و از بقیة پوست جدا می شود. ۴ - پوشش بیرونی دانه .
دانشنامه آزاد فارسی
پوسته (زمین شناسی). پوستِه (زمین شناسی)(crust)پوستِهلایۀ سنگی بیرونی کرۀ زمین، شامل دو بخش مجزا، پوستۀ اقیانوسی و پوستۀ قارّه ای. پوستۀ اقیانوسی، با ضخامت متوسط ۱۰ کیلومتر، عمدتاً از سنگ های بازالتیِ پوشیده از رسوبات گِلی تشکیل شده است. در مقابل، پوستۀ قاره ای عمدتاً ترکیباتِ درشتِ گرانیتی و ساختار پیچیده تری دارد، زیرا پوستۀ اقیانوسی طی فرآیند فرورانش، با ورود به داخل گوشته واچرخیده می شود. پوس...
فرهنگ فارسی
پوست کوچک، پوست نازک، هرچیزپوست مانند ( اسم ) ۱- پوست . ۲- پوست کوچک پوستک قشر . ۳- قطعات کوچک سفید رنگی که در سر آدمی بهنگام شوخگنی پدید آید و چون شانه زنند فرو ریزد. یا پوست. نازک . غشائ نازک .شامه .
دانشنامه عمومی
غِشا.
پوسته به لایهٔ سخت بیرونی سیارات می گویند. پوسته قسمتی از لیتوسفر است. پوسته از انواع مختلفی از سنگها ساخته شده است. از جمله: سنگ آذرین، سنگ رسوبی، سنگ دگرگونی. در پایین پوسته گوشته است. پوسته دارای دو بخش متفاوت است: پوستهٔ قاره ای و پوستهٔ اقیانوسی. ضخامت پوسته در نقاط مختلف زمین بین ۵ تا ۷۰ کیلومتر است. پوسته قشر نسبتاً نازکی دراطراف کرهٔ زمین است. ترکیب و ساختمان پوسته در زیر قاره ...
مترادف و متضاد
پوست، طبقه، غشا، قشر، لاک، لایه، ورقه ≠ مغز
case (اسم)حادثه، اتفاق، جا، حالت، صندوق، جلد، جعبه، محفظه، قالب، مورد، پرونده، قضیه، قاب، وضعیت، دعوی، پوسته، غلاف، مرافعه، نیامscale (اسم)درجه، تناسب، وزن، ترازو، نسبت، اندازه، معیار، پوسته، مقیاس، پله، فلس، گام، کفه ترازو، مقیاس نقشه، خط مقیاس، هر چیز مدرج، وسیله سنجش، هر چیز پله پله، اعداد روی درجه گرما سنج و غیره، پولک یا پوسته بدن جانورflake (...
{casing} [علوم و فنّاوری غذا] ماده ای طبیعی یا مصنوعی که به عنوان لفاف فراوردۀ گوشتی به کار میرود و علاوه بر نگهداری، به آن شکل مشخصی می دهد{cortex} [زیست شناسی] لایۀ خارجی هر ساختار یا اندامی که از بخش های درونی متمایز باشد
متـ . قشر{crust} [ژئوفیزیک] بخش بیرونی کرۀ زمین{scale} [خوردگی] محصولی فلزی که براثر اُکسایش و گرما بر سطح فلزات ایجاد می شود
متـ . پوستۀ اکسیدی mill scale{shell} [مهندسی عم...