معانی کلمه : پوزه بند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( اسم ) تسمه های بهم پیوست. مشبک که دهان چار پایان مانند استر خر گاو و سگ را بدان بندند تا گاز نگیرند و بره و بزغاله را بدان بندند تا دیگر از پستان مادر شیر نمکند پوزه بند دهان بند.
گویش مازنی
پوزه بند
/poozaa baand/ پوزه بند
