Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پوروشسپ

تلفظ بین المللی : /purvaʃˈasap/ تلفظ :‌ [puRvaS'asap]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • پوروشاپورا شهر
  • پوروشاپورا
  • پوروشسب
  • فونتانا پروسپرو
  • کربیون پروسپر
  • پورشسب
  • مریمه پروسپر
  • منی یر پروسپر
  • پ اوروشسپ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پوروشسپ. [ ش َ ] ( اِخ ) صورت پهلوی نام پدر زرتشت. پورشسپ. این اسم مرکب است از صفت پئوروش که بمعنی پیر است چنانکه در وندیداد فرگرد 7 فقره 57 آمده است و از کلمه اسب. پوروشسپ که بمعنی دارنده اسب پیر است ، پدر زرتشت است و در آبان یشت فقره 18 زرتشت پسر پوروشسپ نامیده شده است. همچنین در فرگرد 19 وندیداد در فقرات 4 و 6 و 46. مسعودی در مروج الذهب ج 2 ص 123 که سلسله نسب پیغمبرایران را نام میبرد نام پدر زر...

فرهنگ فارسی

وی پدر زردتشت پیامبرایرانی و پسر پیترسپ است .

کلمات مرتبط

  • پوروشاپورا شهر
  • پوروشاپورا
  • پوروشسب
  • فونتانا پروسپرو
  • کربیون پروسپر
  • پورشسب
  • مریمه پروسپر
  • منی یر پروسپر
  • پ اوروشسپ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات