Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پهنه ور

تلفظ بین المللی : /pˈahneː vˈar/ تلفظ :‌ [p'ahne: v'aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • جنگل داری پهنه ور
  • پنه ور
  • پهناور
  • پهناوری
  • پهنور
  • پهناور کردن
  • پهناور گردانیدن
  • پهناور گردیدن
  • پهناورکرداحمد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پهنه ور. [ پ َ ن َ وَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جلال ازرک بخش مرکزی شهرستان بابل ، واقع در 15 هزار و پانصد گزی باختر بابل. دشت ، معتدل مرطوب مالاریائی ، دارای 120 تن سکنه. آب آن از رودخانه کازی. محصول آنجا برنج و کنف و صیفی و مختصر غلات و پنبه و نیشکر. شغل اهالی زراعت ، راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان جلال از رک بخش مرکزی شهرستان بابل

کلمات مرتبط

  • جنگل داری پهنه ور
  • پنه ور
  • پهناور
  • پهناوری
  • پهنور
  • پهناور کردن
  • پهناور گردانیدن
  • پهناور گردیدن
  • پهناورکرداحمد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات