پنگ . [ پ َ ] (اِ) کاسه ٔ مسین یا روئین پیمودن آب روان را که ته آن سوراخ تنگی کنند ودر آب گذارند چون پر گردد و در ته نشیند یک پنگ شودو اکثر آبیاران میدارند و در مقسم آب نهند. (فرهنگ رشیدی ). پنگان . || یک حصه از ده هزار حصه ٔ شبانه روز است چه شبانروز را بده هزار قسمت کرده اند و هر قسمتی را یک پنگ خوانند. (برهان قاطع). یک حصه ازده حصه ٔ شبانه روزی چه شبانروز را بده قسمت کرده اند و هر قسمتی را پنگی ...
فرهنگ عمید
پنگان#NAME?
۱. خوشۀ خرما. ۲. خوشۀ خرما که خرماهای آن را کنده یا خورده باشند؛ لنج.
۱. خوشۀ خرما. ۲. خوشۀ خرما که خرماهای آن را کنده یا خورده باشند، لنج. = پنگان
فرهنگ معین
(پَ ) (اِ. ) خوشة خرما که خرماهای آن را گرفته باشند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) وجب وژه شبر . کاسه مسین یا روئین پیمودن آب روان را که ته آن سوراخ تنگی کنند و در آب گذارند چون پر گردد یک پنگ شود
دانشنامه عمومی
پنگ (رودبار جنوب)، روستایی از توابع بخش جازموریان شهرستان رودبار جنوب در استان کرمان ایران است.این روستا در دهستان جازموریان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲٬۷۴۳ نفر (۵۳۳خانوار) بوده است.wiki: پنگ...