معانی کلمه : پنجول
لغت نامه دهخدا
پنجول. [ پ َ ] ( اِ ) در تداول کودکان و زنان ، صورتی از پنجه با ناخنهای تیز و دراز.
فرهنگ عمید
۱. چنگال.
۲. پنجۀ درندگان.
۳. پنجۀ گربه.
۲. پنجۀ درندگان.
۳. پنجۀ گربه.
فرهنگ معین
(پَ ) (اِمر. ) ناخن دست انسان یا پنجة برخی از حیوانات مانند گربه ، پلنگ و مانند آن .
فرهنگ فارسی
( اسم ) پنج. گربه و مانند آن .
گویش مازنی
۱پنجه ۲چنگ انداختن
/panjool/ پنجه - چنگ انداختن
واژه نامه بختیاریکا
( پنجول * ) پنجه دست؛ گیاهان پهن برگ
