پنجه . [ پ ُ ج َ ] (اِ) پیشانی به زبان ماوراءالنهر. (لغت نامه ٔ اسدی نسخه ٔ نخجوانی ). رجوع به بنجه شود. || بمعنی پیشانی باشد که عربان ناصیه گویند. (برهان قاطع). و نیز رجوع به بنجه شود.به تیغ طره ببرد ز پنجه ٔ خاتون به گرز پست کند تاج بر سر چیپال . منجیک .بپیچد دلم چون ز پنجه بتم گشاید به رغم دلم پنجه بند. عسجدی (از لغت نامه ٔ اسدی ).|| موی را نیز گفته اند که از سر زلف ببرند و آن را پیچ و خم داده ...
فرهنگ عمید
پنجاه#NAME?
۱. (زیست شناسی ) پنج انگشت دست یا پا در انسان.۲. (زیست شناسی ) ناخن های دست وپای جانوران درنده.۳. (زیست شناسی ) چنگال پرندگان.۴. هرچیزی که شبیه پنج انگشت دست انسان باشد.۵. در آیین زردشتی، پنج روز آخر سال که مصادف با آخرین روزهای فروردینگان است و عبارتند از: اَهنَوَد، اُشتَوَد، سپَنتَمَد، هَوخَشَتر، و وهِشتواش، پنجه وه، پنجۀ بزرگ، اندرگاه، پنجۀ دزدیده.* پنجهٴ دزدیده: [قدیمی] = بهی...
فرهنگ معین
(پَ جِ ) (اِ. ) ۱ - مخفف پنجاه . ۲ - پنج انگشت با کف دست و پا باشد از انسان و حیوانات دیگر، پنج انگشت دست از مچ تا سر انگشتان . ۳ - چنگال ، جنگ ، برثن ، مخلب . ۴ - پنج انگشت بدون کف دست . ۵ - دست . ۶ - صورت دستی که از طلا و نقره سازند و به مشاهد مقدس برای
(پَ جِ) (اِ.) 1 - مخفف پنجاه . 2 - پنج انگشت با کف دست و پا باشد از انسان و حیوانات دیگر، پنج انگشت دست از مچ تا سر...
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:کاپوکwikijoo: پنجه پنجه (موسیقی). پنجه (موسیقی) touch (music)در نواختن پیانو، روش عملکرد با کلاویه ها برای تولید آوای موردنظر. عامل اصلی موجود در پنجۀ نوازنده که کیفیت آوا را تحت تأثیر قرار می دهد، وزن است، چرا که آن عمل مکانیکی که واسطۀ دست نوازنده و چکش ها و سیم هاست از آن تأثیر می پذیرد. بااین حال «پنجه »های مختلف تأثیری ظریف اما مستقیم روی طرز فشردن و رها کردن هرکلاویه دارند و بدی...
فرهنگ فارسی
وسیلهای برای خاکورزی زمین
( اسم ) پیشانی ناصیه .
دانشنامه عمومی
ناخن جانوران؛ پنجول.
پنجه (فیلم). پنجه (فیلم) فیلمی به کارگردانی و نویسندگی امین امینی ساختهٔ سال ۱۳۴۱ است.امین امینیآذر حکمت شعارجمشید مهردادرضا شفیعمحمدعلی جعفریتاج الملوک احمدینصرت اله کنیرضا عارفانخزانه دارپورمتیننیکخواهبشیریکریم پورعباسwiki: پنجه (فیلم)...
گویش مازنی
دست
نوبت مرتبه
مچ انداختن – از انواع بازی های بومی استدر شب های عروسی،شب ...
/panje/ مچ انداختن – از انواع بازی های بومی استدر شب های عروسی، شب نشینی ها و جشن ها کسانی که نیرومندتر از دیگرانند، حریف می طلبندداوطلبان نوک آرنج دست راست را به زمین چسبانده، پنجه در پنجه ی حریف می گذارندهرکس موفق شود بازوی طرف مقابل را بر زمین زند، برنده است & نوبت مرتبه...
مترادف و متضاد
دست
برثن، چنگال، چنگول، مخلب
۱. برثن، چنگال، چنگول، مخلب ۲. دست
hand (اسم)طرف، کمک، پیمان، دست، دسته، شرکت، خط، پنجه، پهلو، عقربه، دست خط، دخالت، یک وجبpaw (اسم)پا، دست، پنجه، چنگال، چنگfork (اسم)پنجه، چنگال، دو شاخه، سه شاخه، محل انشعابfistula (اسم)نای، نی، پنجه، ناسورclaw (اسم)پنجه، چنگال، چنگ، ناخن، سرپنجه جانوران، سر چنگtoe (اسم)پنجه، جای پا، انگشت پای مهره دارانpitchfo...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] پَنْجه (پنج+ های نسبت)، پیکره و نقش دست از مچ تا سرپنج انگشت که آن را از مس ، برنج ، ورشو ، نقره یا طلا می سازند و یا بر روی کاغذ ، پارچه و چیزهای دیگر می اندازند و همچون نماد قدرت و قداست و یا طلسم و تعویذِ دفع شرّ و بلا به کار می برند.به همان اندازه که کاربرد عدد ۵ برای دفع چشم بد سودمند به نظر می رسید، کاربرد آن گاهی نزد برخی بزرگان ناروا و ناشایست به شمار می رفته است. در فاس مراکش ه...
واژه نامه بختیاریکا
پَلغار؛ چنگول؛ پِلِنگ؛ پنگ
فرهنگستان زبان و ادب
{cultivator} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] وسیله ای برای خاک ورزی زمین