Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پلیس

تلفظ بین المللی : /pˈolis/ تلفظ :‌ [p'olis]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • پلیس اسمانی
  • پلیس بین المللی
  • پلیس جنوب
  • پلیس فرانسیس
  • پلیس مخفی
  • پلیس نیروی دریایی
  • پلیس گشتی
  • پلیس بین الملل
  • پلیس گردشگری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

پلیس . [ پ َ ] (اِ) در اصطلاح بنایان ، ناهمواری .

پلیس . [ پ ُ ] (فرانسوی ، اِ) لفظ فرانسوی که در فارسی بمعنی پاسبان اداره ٔ شهربانی (نظمیه ) و گاه بمعنی آن اداره ٔ شهربانی استعمال میشد . عسس . محتسب .

پلیس . [ پْل َ / پ ِ ل َ] (اِخ ) نام نهری است درکشور آلمان . این نهر ا...

فرهنگ عمید

۱. مجموعۀ افرادی که با استفاده از اختیارات قانونی خود، در جهت ایجاد نظم، امنیت، و آرامش در شهر، کشور و جامعه تلاش می‌کنند.
۲. هر یک از افراد متعلق به این مجموعه.
۳. جایی که افراد این مجموعه در آن مستقر هستند.
⟨ پلیس‌ مخفی: (نظامی) کارآگاه.

۱. مجموعۀ افرادی که با استفاده از اختیارات قانونی خود، در جهت ایجاد نظم، امنیت، و آرامش در شهر، کشور و جامعه تلاش می کنند.۲. هر یک از ...

فرهنگ معین

(پَ) (اِ.) ناهمواری .

(پُ) [ فر . ] (اِ.) 1 - مجموعة نیروهای انتظامی یک کشور، شهر یا جامعه . 2 - پاسبان ، آژان .

(پُ ) [ فر . ] (اِ. ) ۱ - مجموعة نیروهای انتظامی یک کشور، شهر یا جامعه . ۲ - پاسبان ، آژان .
(پَ ) (اِ. ) ناهمواری .

دانشنامه آزاد فارسی

پُلیسواژه ای فرانسوی و به دو معناست: ۱. نیروی انتظامی شهری که زیر نظر دولت وظیفۀ ایجاد و حفظ امنیت در شهرها را برعهده دارد؛ نیز شهربانی، نظمیه، ادارۀ پلیس؛ ۲. فرد یا افرادی که با استفاده از قدرت قانونی مسئول برقراری نظم و جلوگیری از تخلفات در شهرند. تشکیلاتی که امروز به نام پلیس مشهور است سابقه ای طولانی در ایران دارد و افراد آن شحنه، محتسب، داروغه و عسس نامیده می شدند. در ابتدای سلطنت ناصرالدین ش...

فرهنگ فارسی

نظم، انتظام، اداره شهربانی، پاسبان شهربانی
( اسم ) ۱- شهربانی نظمیه . ۲- پاسبان آژان عسس محتسب . یا ادار. پلیس . سر کلانتری . یا ادار. مخفی . کار آگاه
نام نهری در کشور آلمان

دانشنامه عمومی

پلیس یا پولیس کسی است که مأمور اجرای قانون است. ریشه این کلمه از کلمه یونانی πόλις به معنی شهر گرفته شده است.دوره اسلامی: محتسب، شرطه، شحنه، معاون، متوالیالشرطه، صاحب الجسر، امرالجسر (امرالجسرین)، درابون، عامله الشرطه، والی الحرب، عسس، عسش باشی، حاکم، حافظ، صاحب المدینه، صاحب اللیل، طواف اللیل، احداثدوره صفوی: دیوان بیگی داروغه، میرشب گزمه، شبگرد، پاکار، کشیکچیان دربندها، محتسب الممالک، کلانتر، اد...

نقل قول

پلیس
• «فقط دو نفر در زندگی ات هستند که باید بهشان دروغ بگویی : پلیس و دوست دخترت!» -> جک نیکلسون
wikiquote: پلیس

گویش مازنی

سبد بزرگ بافته از ترکه های بید و یا پوست درخت

/palis/ سبد بزرگ بافته از ترکه های بید و یا پوست درخت

مترادف و متضاد

شهربانی، کلانتری، نظمیه

آژان، پاسبان، شرطه، عسس، محتسب

۱. آژان، پاسبان، شرطه، عسس، محتسب
۲. شهربانی، کلانتری، نظمیه

bobby (اسم)پاسبان، پلیسcop (اسم)پاسبان، پلیسpeeler (اسم)پلیس، پوست کننده، اسباب پوست کنgendarme (اسم)پاسبان، پلیس، ژاندارم...

فرهنگ فارسی ساره

پاسبان، شهربانی، شهربان

واژه نامه بختیاریکا

پورنا

کلمات مرتبط

  • پلیس اسمانی
  • پلیس بین المللی
  • پلیس جنوب
  • پلیس فرانسیس
  • پلیس مخفی
  • پلیس نیروی دریایی
  • پلیس گشتی
  • پلیس بین الملل
  • پلیس گردشگری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات