کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پلید-کردن | کلماتور
معانی کلمه : پلید کردن
تلفظ بین المللی :
/pˈalid kˈardan/
تلفظ :
[p'alid k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
به وسیله پلیس اداره و کنترل کردن
پدید کردن
پلیدی کردن
تاریخ پدید کردن
پلی کربنات
پلید
پلید زادگی
پلید زبانی
پلید شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پلید کردن. [ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آلوده و ناپاک کردن. شوخگن کردن. چرک کردن. نجس کردن. انجاس. تنجیس. ( دهار ). اخباث. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آلوده و ناپاک کردن نجس کردن چرک کردن شوخگن کردن .
کلمات مرتبط
به وسیله پلیس اداره و کنترل کردن
پدید کردن
پلیدی کردن
تاریخ پدید کردن
پلی کربنات
پلید
پلید زادگی
پلید زبانی
پلید شدن
نظرات