Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پل

تلفظ بین المللی : /pˈol/ تلفظ :‌ [p'ol]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • پِل
  • پل ابراهیم اباد
  • پل ادم
  • پل اق قلعه
  • پل الله وردی خان
  • پل الماس
  • پل امیربهادر خیابان
  • پل انبوه
  • پل اکمن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

پل . [ ] (اِخ ) رجوع به اسیوند (طائفه ٔ...) شود.

پل . [ پ ِ ] (اِخ ) نام دهی از دهستان اوزرود نور مازندران . رجوع به پیل شود.

پل . [ پ ُ ] (اِخ ) محلی در 164هزارگزی طهران میان نودِژ و قم و آنجا ایستگاه ترن است .

پل . [ پ َ ] (اِ) کر...

فرهنگ عمید

قطعۀ زمینی که برای زراعت آماده کرده و کناره‌های آن را اندکی خاک ریخته و بالا آورده باشند؛ پُلوان؛ کرت.

پاشنۀ پا: ◻︎ همیشه کفش و پلش را کفیده ببینم من / به جای کفش و پلش دل کفیده بایستی (معروفی: شاعران بی‌دیوان: ۱۴۴).

۱. طاقی که با آجر، چوب، یا فلز بر روی رودخانه، دره، خیابان، و امثال آن درست کنند تا بتوان از روی آن عبور کرد؛ پول؛ خدک.۲. (ورزش) در کُشتی، وضع و حالتی از بدن که کشتی‌گیر س...

فرهنگ معین

(پُ) [ په . ] ( اِ.) آن چه که دو قسمت جدا از هم را به یکدیگر وصل کند. ؛ ~ خر بگیری کنایه از: معبری که به آسانی نتوان از آن گذشت .

(پَ یا پِ) (اِ.) 1 - کرت ، مرزی که فاصله شود میان قطعه های کشت . 2 - پا، پاشنة پا. 3 - هر چیز را که ریسمان بر کمرش بندند و در کشاکش آرند تا بانگ کند.

(پُ ) [ په . ] ( اِ. ) آن چه که دو قسمت جدا از هم را به یکدیگر وصل کند. ، ~ خر بگیری کنایه از: معبری که به...

دانشنامه آزاد فارسی

پُل (bridge)پُلسازه ای برای فراهم کردن مسیر یا راه پیوسته ای روی رود، درّه ، آب کَند یا سایر راه ها. طرح های سادۀ پل و ترکیبات آن ها، براساس نحوۀ تحمل وزن سازه و بار وارد بر آن، فرق دارند. در پل تیردار یا شاه تیری دو سرِ پل به زمین تکیه دارد و نیروی وزن به طرف پایین وارد می شود. پل طرّه ای شکلِ پیچیده ای از پل تیردار است که فقط یک سرش به زمین تکیه دارد. در پل قوسی، فشار در دو سر پل به پایین و بیرو...

فرهنگ فارسی

پل اول . پاپ ۷۵۷ تا ۷۶۷ م . یا پل دوم . پاپ روم از ۱۴۶۴ تا ۱۴۷۱ م . یا پل سوم . الکساندرفارنز پاپ روم از ۱۵۳۴ تا ۱۵۴۹ . وی موسس سنوذس ترانت است . پل چهارم . کارافا پاپ روم از۱۵۵۵ تا ۱۵۵۹متحد فرانسه ضد فیلیپ دوم. پل پنجم . پاپ روم از ۱۶٠۵ تا۱۶۲۱ م . بفرمان وی بنای کلیسای سن پیر را بپایان رسانیدند .
( اسم ) پول وجه .
از مردم اگینه یکی از اطبای قدیم یونان است

دانشنامه عمومی

(pal):جوی آب

پَل - غلط خوردن پلش بده:غلطش بده

(لری؛ خرم آباد) پَل؛ حامی، پشتیبان.

پَل= گیسو، زلف؛ پل بریده= نفرین یا ناسزایی است که به دختران یا زنان گویند.

(اصفهان، سده) پِل؛ تند و سریع. در بازی چوب، پِل چوب کوچکی است که به سرعت بالا می پرد و به مسافتی دورتر پرتاب می شود.

(گنابادی) پُلُ؛ پول، سرمایه، نقدینگی، درآمد. || راه چوبی یا آجری و بتونی که برای عبور از رودخانه...

نقل قول

پُل سازه ای است که دو مکان را به هم متصل می کند.• «وسیله ای برای عبور از این سمت رودخانه به سمت دیگر رودخانه، یکی از کلی ترین و رایجترین نمادگرایی ها برای پل است.»• «پل معبری از زمین به آسمان، از مرحلهٔ انسانی به مرحلهٔ فرا-انسانی، از بقعهٔ امکان به جاودانگی، از عالم محسوسات به عالم ماوراء محسوس (گنون) وغیره است.»• «در نمادگرایی پل دو عامل مطرح می شود: نمادگرایی عبور که خصوصیت خطربار این عبور، ویژ...

گویش مازنی

پل

تنوره ی آتش – شعله ی آتش

گاو بدون شاخ – قوچ بدون شاخ

۱بوته ۲قارچ – کپک روی ماست،نان و غیره

زوار چوبی که زیر پوشش سقف بر روی هلا میخ می شود

نام دهکده ای در کوهستان واقع درحوزه ی شهرستان نور

۱آغل – جای گاه گوسفندان ۲شیروانی خانه ۳بوته ۴آسایش گاه ...

۱گرما – انعکاس حرارت – هوای شرجی ۲علفی صحرایی را برگ های ...

زمین مسطح که به صورت دایره وار اطراف آن ...

گویش اصفهانی

تکیه ای: pol
طاری: pol
طامه ای: pol
طرقی: pol
کشه ای: pol
نطنزی: pol

مترادف و متضاد

جسر، خدک، قنطره

bridge (اسم)پل، جسر، برامدگی بینی، بازی ورقpons (اسم)پل، پل دماغیsuperelevation (اسم)پل، ارتفاع زیاد، درجه ارتفاع، درجه بلندی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] پل به بنای روی رودخانه، نهر و مانند آن جهت عبور گفته می شود.از پل به مناسبت در بابهای زکات، حج، وقف، وصیت، احیاء موات و قصاص سخن رفته است.مستحب بودن ساخت پلساختن پل از کارهای پسندیده و نیک است، از این‏ رو اگر کسی مال خود را جهت صرف در کارهای خیر، نذر، وقف یا وصیّت کند، شامل ساختن پل نیز می‏شود. همچنین به قول مشهور، می‏توان جهت ساختن پل از سهم سبیل اللّه زکات استفاده کرد. استحباب گفتن بس...

واژه نامه بختیاریکا

( پَل ) از امراض چشم؛ پیله بستن چشمپَر؛ همسایه؛ سر پَل؛ سر پَر ( پَل ) جذر ومد؛ موجحد؛ مرز. مثلاً آسترکیو سَر پل ایمانن یعنی آسترکی ها در سرحد ما هستن ( پِل ) گاو نر ( پَل ) گسترده. مثلاً پَل وَندِن یعنی گسترده شدنمرز؛ طلایه ( پَل ) موی زنان ( پَل ) نصف و نیمه؛ تیکهاز قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه...

فرهنگستان زبان و ادب

{bridge} [پزشکی-دندان پزشکی] نوعی دندانوارۀ ثابت که با اتصال به دندان ها یا کاشتینه های دندانی (dental implants ) مجاور، جانشین دندان های از دست رفته می شود متـ . دندانوارۀ تکه ای ثابت fixed partial denture{sound post} [موسیقی] قطعه ای چوبی در برخی از زه صداها که برای انتقال ارتعاش و گاه خنثی کردن فشار زه ها به صفحۀ صوتی، بین صفحۀ صوتی و صفحۀ زیرین جعبۀ صوتی قرار می گیرد...

کلمات مرتبط

  • پِل
  • پل ابراهیم اباد
  • پل ادم
  • پل اق قلعه
  • پل الله وردی خان
  • پل الماس
  • پل امیربهادر خیابان
  • پل انبوه
  • پل اکمن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات