معانی کلمه : پشت نویسی
لغت نامه دهخدا
پشت نویسی. [ پ ُ ن ِ ] ( حامص مرکب ) نوشتن در پشت سند یا حواله برای انتقال آن به دیگری . ظهرنویسی.
فرهنگ عمید
۱. نوشتن مطلبی در پشت کاغذ.
۲. نوشتن در پشت سند یا حواله که پول آن به کس دیگر پرداخت شود.
۲. نوشتن در پشت سند یا حواله که پول آن به کس دیگر پرداخت شود.
فرهنگ معین
( ~. نِ ) (حامص . ) نوشتن در پشت سند برای انتقال آن به دیگری .
فرهنگ فارسی
۱- نوشتن در پشت سند برای انتقال آن بدیگری عمل ظهر نویسی . ۲- کسی که بنفع او پشت نویسی شده .
