کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پشت-رو-کردن | کلماتور
معانی کلمه : پشت رو کردن
تلفظ بین المللی :
/pˈoʃt rˈu kˈardan/
تلفظ :
[p'oSt R'u k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پشت و رو کردن
پشت و رو کردنی
پشت رو
پشت رو دیم به رو
پشت و رو
پشت و رو شدن
گل پشت و رو ندارد
پشت و رو یکی
پشت و رو تاریخچه شخصی پینک فلوید
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پشت رو کردن. [ پ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) وارون کردن بدانگونه که جانب انسی وحشی شود و ابره بزیر و آستر به روی افتد. وارونه کردن جامه و غیر آن. واژگون کردن چنانکه جامه یا کیسه یا قبائی را.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) وارونه کردن جامه کیسه قبا و مانند آن .
کلمات مرتبط
پشت و رو کردن
پشت و رو کردنی
پشت رو
پشت رو دیم به رو
پشت و رو
پشت و رو شدن
گل پشت و رو ندارد
پشت و رو یکی
پشت و رو تاریخچه شخصی پینک فلوید
نظرات