معانی کلمه : پشت راست کردن
لغت نامه دهخدا
پشت راست کردن. [ پ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پس از نهادن باری سنگین که پشت خم کرده بود راست ایستادن. || از صعوبت و سختی رهائی یافتن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱-راست ایستادن پس از نهادن باری سنگین . ۲- از سختی و صعوبت رهایی یافتن.
