کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پس-انداز-کردن | کلماتور
معانی کلمه : پس انداز کردن
تلفظ بین المللی :
/pasˈandɑz kˈardan/
تلفظ :
[pas'andAz k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پس انداز کردنی
پسانداز کردن
پس انداز
پس انداز کن
پس انداز مخفیانه
بانک پس انداز
حساب پس انداز
صندوق پس انداز
دفترچۀ پس انداز پستی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
پس انداز کردن. [ پ َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) یخنی نهادن. ذخیره کردن. اندوختن. پس دست نگاه داشتن. پستائی کردن. پس افکندن. اذّخار.
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) (مص م . ) ذخیره کردن ، صرفه جویی کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ذخیره کردن صرفه جویی کردن .
مترادف و متضاد
اندوختن، ذخیره کردن، صرفهجویی کردن
save
(فعل)
اندوختن، نگاه داشتن، پس انداز کردن، نجارت دادن، رهایی بخشیدن، پس انداختن
کلمات مرتبط
پس انداز کردنی
پسانداز کردن
پس انداز
پس انداز کن
پس انداز مخفیانه
بانک پس انداز
حساب پس انداز
صندوق پس انداز
دفترچۀ پس انداز پستی
نظرات