کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : پسر گیر
تلفظ بین المللی :
/pˈesar ɡˈir/
تلفظ :
[p'esaR g'iR]
پیمایش سریع
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پس گیری
پیر گیری
از هر دستی که بدهی از همان دست پس می گیری
گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل
پس افت اندازه گیری
عشقم را پس می گیرم
سقیفه بررسی نحوه شکل گیری حکومت پس از رحلت پیامبر
پسرگیر
لولای پَسارگیر
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
فرهنگ عمید
= پسرخوانده
فرهنگ فارسی
( صفت ) پسری که دیگری او را بجای پسر خود گرفته است متبنی .
کلمات مرتبط
پس گیری
پیر گیری
از هر دستی که بدهی از همان دست پس می گیری
گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل
پس افت اندازه گیری
عشقم را پس می گیرم
سقیفه بررسی نحوه شکل گیری حکومت پس از رحلت پیامبر
پسرگیر
لولای پَسارگیر
نظرات