پستی. [ پ َ ] ( حامص ) پائینی. فرود. سِفل. سُفل. سفح. حضیض. مقابل بالا و بالائی : چو آگاه شد رستم نامجوی ز پستی ببالا نهادند روی.فردوسی.ز جنگش به پستی بپیچید [ گیو ] روی گریزان همی رفت پرخاشجوی.فردوسی.کمی و فزونی و نیک اختری بلندی و پستی و کندآوری.فردوسی.وگر خوار گیرد تن ارجمندبه پستی نهدروی ، سرو بلند.فردوسی.چون آب ز بالا بگراید سوی پستی وز پست چو آتش بگراید سوی بالا.عنصری.تا در بر هر پستی پیوسته...
[ویکی فقه] پَستی به معنای فرومایگی یا نامرغوبی یا مقابل بلندی است. از پستی به مفهوم نخست، در باب های تجارت، نکاح و شهادات به مناسبت سخن رفته است و از پستی به مفهوم دوم، در باب زکات و تجارت سخن رفته است.داد و ستد با اشخاص پَست (کسانی که از محاسبه ی چیز اندکی نیز فروگذار نمی کنند یا افرادی که در مواجهه با نیکی و بدی بی تفاوت هستند و یا اشخاصی که باکی ندارند چه سخنی بگویند یا در حق آنان چه سخنی گفته ...