پزشکی. [ پ ِ زِ ] ( حامص ، اِ ) پجشگی. طب. معالجه. اِساء. اَسو. مواسات : اگر در پزشکیت بهره بدی وگر نامت از دور شهره بدی.فردوسی.پزشکی و درمان هر دردمنددر تندرستی و راه گزند.فردوسی.پزشکی چون کنی دعوی که هرگزنیابد راحت از بیمار بیمار.ناصرخسرو.جز که گمراه و بتن رنجه نباشی چو همی رهبر از گمره جوئی و پزشکی ز سقیم.ناصرخسرو.عرب بر ره شعر دارد سواری پزشکی گزیدند مردان یونان.ناصرخسرو.خورش باید از میزبان گو...
فرهنگ عمید
۱. دانش معالجۀ بیماران، طبابت. ٢. شغل و عمل پزشک، طبابت. ۳. (صفت نسبی، منسوب به پزشک ) آنچه مربوط به معالجۀ بیماران است، طبی.
فرهنگ معین
( ~. ) ۱ - (حامص . ) طبابت ، معالجة بیماران . ۲ - (ص نسب . ) منسوب به پزشک ، طبی . ،~ قانونی شاخه ای از فن پزشکی که از شناسایی آسیب های ناشی از جنایات بحث می کند.
دانشنامه آزاد فارسی
پِزِشکی (medicine)13126800.jpgعلم پیشگیری، تشخیص، و درمان بیماری های جسمی و روانی. کالبدشناسی، شناخت ساختمان و شکل بدن، و فیزیولوژی، بررسی عملکرد بدن، پایه های پزشکی اند. در غرب، پزشکی به صورت روزافزونی به داروهای جدید، روش های جراحی پیشرفته، و تشخیص بیماری ها با روش های کم خطر متکی می شود. هزینه ها و زمان لازم برای آموزش پزشکی غربی را در بسیاری از مناطق جهان سوم دسترس ناپذیر کرده است. در این مناط...
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب بپزشک طبی آنچه که مربوط بامور تداوی مرضی و کارهای مربوط بطبابت است .
دانشنامه عمومی
پزشکی یک دانش کاربردی است، هدف آن حفظ و ارتقاء تندرستی، درمان بیماری ها و بازتوانی آسیب دیدگان است. این منظور با شناخت بیماریها، تشخیص، درمان و جلوگیری از بروز آن ها به انجام می رسد. دانش پزشکی بر روی طیف وسیعی از رشته ها شامل از فیزیک و زیست شناسی تا علوم اجتماعی، مهندسی و علوم انسانی بنا شده است. امروزه هدف دانش پزشکی استفاده از فناوری های دانش مبنا و استدلال قیاسی برای رسیدن به راه حل مشکلات با...
نقل قول
پزشکی یک دانش کاربردی است، هدف آن حفظ و ارتقاء تندرستی، درمان بیماری ها و بازتوانی آسیب دیدگان است. این منظور با شناخت بیماریها، تشخیص، درمان و جلوگیری از بروز آنها به انجام می رسد. دانش پزشکی بر روی طیف وسیعی از رشته ها شامل از فیزیک و زیست شناسی تا علوم اجتماعی، مهندسی و علوم انسانی بنا شده است.• «من تصوّر نمی کنم که پزشک نیاز به روز داشته باشد. معمولاً نامگذاری روزها برای حرفه ها و گروه هایی اس...
مترادف و متضاد
طبی
طبابت
۱. طبابت ۲. طبی
medicine (اسم)دارو، پزشکی، طب، دوا، علم طب، علم علاجmedic (صفت)پزشکی، طبی، دارویی، شفابخش، دواییmedical (صفت)پزشکی، طبی، دارویی، شفابخش، دواییmedico- (پیشوند)پزشکی...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] طبابت بیماران را پزشکى گویند.از آن در بابهاى صوم، نکاح، قصاص، دیات و مسائل مستحدثه سخن رفته است.← یادگیری پزشکی ۱. ↑ استفتائات پزشکى، ص۱۶.۲. ↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۴۳، ص۵۰. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۲، ص۲۶۱. ...wikifeqh: آموزش_پزشکی...
فرهنگستان زبان و ادب
{medical} [پزشکی] منسوب یا مربوط به دانش پزشکی
متـ . طبی [پزشکی] ← دانش پزشکی